تبليغاتX
چند وقت یه بار

بیا تا اسپری در آتش هجران بیندازیم
+ 86/12/28  17:47  - 

آقای اُکا به مناسبت چهارشنبه‌سوری روشن‌کردن کبریت با یک دست را تمرین می‌کند و در این زمینه به پیشرفت‌های قابل توجهی دست پیدا کرده است. [حتی با دست چپ]

+ 86/12/26  16:27  - 

آن موقع‌ها مرتب شوخی و جدی می‌گفتم که الان کتاب مثل زمین است. همین طور گران می‌شود و اگر بخری ضرر نمی‌کنی. غافل از این که اگر فیل هم باشی،خیال آن همه کتاب نخوانده بالاخره از پا درت می‌آورد.

+ 86/12/22  18:16  - 

در دوره‌ی بدی زندگی می‌کنیم. خیلی هم که ذوق هنری داشته باشی و روح زمانه‌ات را درک کنی، می‌توانی یک نمایشنامه‌ی ابزورد بی‌معنی بنویسی که بعدش یک جوانکی ببیند و بیاید بیرون و شانه بالا بیندازد که خب... این چیزها هم برای خودش جالب است.

+ 86/12/20  23:49  - 

همه عالم به عشق‌بازی رفت (سعدی)

+ 86/12/13  21:35  - 

هرگز وارد دستشو‌یی‌ای که دوستت تازه از اون خارج شده نشو.
[برچسب: توصیه‌های کوچک برای زندگی]

+ 86/12/12  19:57  - 

آقای اُکا این روزها موقع قدم زدن عینک ریبن تقلبی‌ای که از قشم خریده به چشم می‌زند و دنیا را به هبچ جایش حساب نمی‌کند.

+ 86/12/11  17:43  - 

دارم می‌رم قشم. متأسفانه اونجا هوا خوبه و چیزی برای نوشتن نیست.

پ.ن. شب آخر هوا بد شد... حالا می‌شود نوشت:
شب آخر هوا بد شد. توی آن چادر زرد برزنتی که 15 هزار تومن برای آن شب کرایه‌اش کرده بودیم نشسته بودم و به صدای باد...

+ 86/12/04  20:34  -