آقای اُکا دوشنبهی این هفته با دریافت هدیهای به طرزی غیرمترقبه شرمنده شد. نامبرده پس از بیرون آمدن از شوک واقعه پیشنهاد داد 25 آذر ماه به عنوان روز ملی مرام و مرامکشی نامگذاری شود.
من واقعاً به استادا حق میدم رو غیبت حساس باشن. الان برا ما خیلی عادی شده ولی در اصل خیلی کار زشتیه. تو قرآن هست که غیبت مث خوردن گوشت برادر مردهست...
[برچسب: شوخی دانشجویی]
به خودت نگیر. من از تو خوشم میآد. ولی محیط غیر قابل تحملی شده. از هر طرف که میخوای قدم بزنی، میخوری به یه آدم آشنا.
یک فصل کامل کتاب میخوانی، بعد سرت را بلند میکنی و میبینی هنوز همان درخت قبلی از پنجره دیده میشود.
[برچسب: ایران الکامپ ۲۰۰۸]
قدمهایت را تند کن پسرک زود از پلههای اتوبوس برو بالا ببین آن صندلی خالیست یا نه. آن جلو، سمت راست. درست روی چرخ. اگر خالی باشد، میتوانی راحت کنار پنجره چمباتمه بزنی و زیر نور چراغ بالای سرت یک کم کتاب بخوانی و یک کم اسمس بزنی و یک کم آهنگ گوش کنی و باز کتاب و بعد شال گردنت را بگذاری روی شیشه و سرت را تکیه بدهی بهش و چشمهایت را ببندی و فقط حواست به لرزیدن موبایل توی دستت باشد و نگران ایستگاه هم که نیستی هیچ وقت. ته خط آرام بند و بساطت را جمع کنی و بیعجله بعد از همه بروی کرایه را بدهی پیاده شوی. فقط اگر خالی باشد...
اگر نه، که هیچ.
